حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

54

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

عزيمت به تهران و وضع فقرا در طول راه عازم تهران شدم . از مال و بنه و سوارى ، اتصال چهل و پنج شتر و اسب و قاطر همراهم بود تا ورود كاشان . مرحوم سيد جعفر تاجر نطنزى از آذربايجان با شترهاى خودش گندم و جو براى فروش در كاشان مىآورد و از نرخ عادلهء روز ، خروارى دو تومان ارزانتر مىفروخت . براى دو شب تا كاشان و دو شب تا ورود قم ، از قرار يك من چهار هزار گندم ، و سه هزار جو تهيه كردم . در قم به‌واسطهء بىنانى ، قيامتى برپا مشاهده شد . چون در تهران عقلاى رجال تدبيرى براى تخفيف فقرا كرده بودند كه ارابه‌هاى باركشى را از فقرا بار كرده ، نان جو مخلوط با آرد حاجى تر خان كه گچ و خاك خالص بود و عوض آرد به دولت فروخته بودند ، براى قوت دو سه روزهء فقرا بار كرده و هريك را به طرف وطن خودشان بفرستند ، مأمورين آن‌ها را مىآوردند در عرض راه پياده مىكردند و همان نان موصوف را هم دخل خود قرار داده بودند ؛ اين بىچاره‌ها از كنار جرد تا حيدرآباد ، در دو طرف راه به منزلهء سنگ و كلوخ افتاده بودند . در پل دلاك خواستم براى نماز پياده شوم ، ممكن نشد . در حيدرآباد خواستم در سايهء بركه‌اى پياده شوم ، ديدم زن فقيرى مرده و طفل نيمه‌جان او پستان مادر را گرفته و مىمكد . قدرى شربت را نان ريختم ، طفل را آوردند و به گلوى او ريختم . من سپردم كه ، طفل را روى بار قاطر بگذاريد و بياوريد حوض سلطان . ديگر حالت توقف بهم نرساندم تا داخل كاروانسراى حوض شدم . مستأجر كاروانسرا نگذاشته بود در اطراف بركه فقرا را پياده كنند و اطراف بركه خالى بود . با وجودى كه روز را از قم به حوض آمده بودم ، معذلك سه ساعت از شب رفته سوار شدم و طلوع فجر به كنار جرد رسيدم . بالاخانهء چاپارخانه را مأمن قرار دادم . بارى ، حالت و شرح سال 1288 ايران و خاصه اصفهان و تهران و كاشان و عراق و كرمانشاهان ، از تحرير و تقرير خارج است . يزد و خراسان و كرمان در سنهء 1287 اين‌طور بود . در سنهء 1288 عموم ممالك ايران را قحط گرفت . بالنسبه فارس و بنادر و مازندران و گيلان بهتر بود و آذربايجان هم به اين درجه نبود . ورود به تهران و مرحمت شاه وارد تهران شدم و مورد همه قسم احترام و مرحمت شاه و حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار كه در آن وقت صدر اعظم مقتدر و فعال ما يشاء بود ، قرار گرفتم . حتى در مجلسى كه در سردر اول جنوبى سلطنت‌آباد كه منزل صدر اعظم بود براى تعيين دخل و خرج دولت قرار داده بودند و معدودى بدين موجب اهل مجلس بودند ، مرا هم داخل آن عداد كردند . از علامات اقبال ، حرف‌هاى پسنديده و مطبوع از من بروز كرد . يكى آن بود كه ، مرحوم سيد حجة الاسلام و مرحوم امام‌جمعه كه هيچ وقت در مطلبى اتفاق نداشتند ، تلگرافى به حضور مبارك عرض كرده بودند كه ، از وقتى حسين قلى خان از اصفهان خارج شده ، كار نان چنان سخت شده است كه اگر ده روز ديرتر از تهران حركت كند ، علاوه